ضرورت روش های فعال تدریس

ضرورت روش های فعال تدریس

ضرورت روش های تدریس فعال

براساس مبانی نظری روش های فعال تدریس می توان گفت تدریس فعال، تدریسی است كه در آن رخدادهای آموزشی به صورت تعامل های علمی، عاطفی و اجتماعی اتفاق می افتد. در تدریس فعال و تعاملی علاوه بر توجه به كسب اطلاعات و مهارت ها، به فرایند تفكر واهداف اجتماعی آموزش تاكید فراوان شده است. نظریه پردازان تدریس تعاملی براین باورند كه كه مهارت های مهم زندگی از طریق تجارب تعاملی تقویت می شود.دراین بخش به برخی از ویژگی های روش های تدریس فعال كه ضرورت استفاده از این روش ها را نمایان می سازند اشاره می گردد:

ادامه نوشته

فاطمه ی خدا

فاطمه‌ی خدا !

حضرت فاطمه

طبق فرمایش مرحوم محقق اصفهانی باید گفت:

ناطقه مرا مگر روح قدس كند مدد           تا كه ثنای حضرت سیدة النسا كند

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

رقم های نجومی

از رقم‌های نجومی چه می‌دانید!؟


احتمالا تابه‌حال کلمه «ارقام نجومی» به گوش‌تان خورده است. اعدادی مثل میلیون یا میلیارد، یا حتی میلیارد میلیارد؛ این کلمه کنایه‌ای از اعداد بسیار بزرگ است، اعدادی که ذهن ما گنجایش درکش را ندارد یا حداقل به‌راحتی توان درکش را ندارد. واقعیت این است که چنین کنایه‌ای واقعا هم صحیح است، چرا که دنیای بی‌حد و مرز نجوم پر است از چنین اعدادی.

برای مثال جرم خورشید حدودا دو هزار میلیارد میلیارد میلیارد کیلوگرم است. این یعنی یک عدد «2» با  30 صفر جلوی آن! (در نظر داشته باشید که خورشید، ستاره ای با جرم کم است. ستاره هایی وجود دارند که بیش از 100 برابر سنگین تر از خورشید هستند.) یا فاصله نزدیک ترین ستاره به خورشید حدودا چهار صد میلیون میلیارد متر است! اندازه کهکشانی که خورشید ما درونش قرار دارد بیش از بیست و پنج هزار برابر این اندازه، یعنی حدودا ده هزار میلیارد میلیارد متر است!

از رقم‌های نجومی چه می‌دانید!؟

در ابتدا که با این اعداد رو به رو می شوید، شاید برایتان صرفا یک «عدد» باشد:

«یک میلیارد» خب! که چه؟

بقیه در ادامه مطلب :

ادامه نوشته

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

تسبیح توست، رشته‌ی تعقیب واجبات

 

 
 

آه زان روزی که یک گل پشت در ماند

   ذکـــر یارب یاربش هم روی لب ماند

عاقبت مــزد نبی را دســته کــــردند

  دسـته‌ها آتش زده در پشت در ماند

آتش کینه چنان بـــرخاســـت از جای

  که بی‌رحمـانه یاسی پشت در ماند

نمی‌دانـــم که آن خیبـــــر شکن دید

که بـر خیــر کثیـــر این جای در ماند

آه از آن شهـــــر و از آن مــــردمانش

كه ننگ این جفا هــــم تا ابـــد ماند

 

حضرت فاطمه (س) می‌فرمایند: خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود.(احتجاج طبرسی، ایران، انتشارات اسوه، ج 1، ص 258)

تکیه بر همین دیوار

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح، پیش از مسجد می‌آمد که بگوید: «پدرت به فدایت دخترم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر غروب می‌آمد بگوید: «شادی دلم»، «پاره تنم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که پی «کسای یمانی» می‌گشت تا در آن آرامش یابد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پسرش حسن (ع) باز کرده بود «جدت زیر کساست، برو نزدیک».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به حسین (ع) و خسته از راه آمده، گفته بود «نور چشمم»، «میوه دلم»، «جد و برادرت زیر کسایند».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی (ع) باز کرده بود. همان علی(ع) که بی‌تاب می‌گفت: «بوی برادرم محمد (ص) می‌آید».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار، یعنی آیا در را روی جبرئیل، خودش باز کرده بود؟

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و همان گلیم زیر پایش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبند یادگاری را کف دست‌هایش دراز کرده بود به سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه می‌کرد.

 

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و پارچه‌ای کشیده بود روی سرش، چون حتی چادرش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان را گرفته بود بیرون، تا دست‌های مسکینی آن را بگیرد، بعد از گرسنگی روزه بی‌سحری چشم‌هایش سیاهی رفته بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان شب بعد را به دست‌های یتیمی سپرده بود، و باز به اسیری.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی چشم‌های خیس علی باز کرده بود، روی مردی که جانش و برادرش پیامبر(ص) را از دست داده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و شنیده بود همسایه‌ها بلند، طوری که بشنود، می‌گویند: علی؛ او را ببر جایی دور از شهر، گریه‌هایش نمی‌گذارد شب بخوابیم.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به بلال که ساکت و محزون، آن پشت ایستاده بود، گفت «دوباره اذان بگو، من دلتنگم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی باز کرده بود که می‌آمد تا برای سال‌های طولانی خانه‌نشین باشد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و گفته بود «نمی‌گذارم ببریدش».

ایستاده بود درست پشت همین در، تکیه داده بود درست بر همین دیوار که...

کتاب «خدا خانه دارد» - فاطمه شهیدی

حضرت فاطمه زهرا (س) فرموده‌اند:

خدای تعالی، نیكی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند، و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد. (احتجاج طبرسی، ایران، انتشارات اسوه، ج 1، ص 259)

بیا که نوبهار آمد

بیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...

فرا رسیدن بهار و ایام مبارک عید نوروز، با توجه به رسالت خطیر تعلیم و تربیت و به بهانه ی تحول طبیعت همگان را به بازنگری در احوال خویش رهنمون می سازد.

 

بیا! که نوبهار آمد...

به باغ‌های حقایق برات دوست رسیدبیا! که نوبهار آمد...

ز تخته بند زمستان شکوفه یافت نجاتبیا! که نوبهار آمد...

زمستان سپری شده و  بهار جان پرور با نسیم فرح بخش خود صفحه ی گیتی را خلعتی زمردین بخشیده است. بیا! که نوبهار آمد...

کران تا کران، گل و سبزه و گیاه چون خرمن مواجی سطح زمین را پوشیده و حالتی لذت بخش و فرح انگیز به موجودات می دهد.

تاریکی جهان که با ابرهای سیاه، غم و اندوه را در دل می نشاند به روشنایی دل انگیز بهاری تبدیل شده. بیا! که نوبهار آمد...                                                                                   

آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمودبیا! که نوبهار آمد...

عاقبت در قدم باد بهار آخر شدبیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...

بلبلان خوش الحان بر شاخسار طبیعت نغمه سرایی می کنند. این نغمه های روح فزا مژده ی شکوفایی گل های رنگارنگ را می دهند.

 

رو در چمن و به روی گل بنگربیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...همدم شو!  بلبل بهاری رابیا! که نوبهار آمد...

هنگامه ی فرارسیدن  بهار، گویی طبیعت لباس ماتم را از تن خارج ساخته و برای ضیافت پرندگان سفره های رنگین گسترده است. بیا! که نوبهار آمد...                                                                                                                                                                                                           

دیگر پژمردگی  روح و جسم رخت  بر  بسته و تمام گل ها با رویی خندان برای پذیرایی عروس بهار نغمه سرایی می کنند.

بهار یعنی بخشش حیات، دوران خوشی ها و کامرانی ها ...بیا! که نوبهار آمد...

 

باغ ز سرما بکاست، شد ز خدا دادخواستبیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...لطف خدا یار شد، دولت یاران رسیدبیا! که نوبهار آمد...

 

آفتاب بر گلبرگ گیاهان بوسه می زند همه جا رنگ عشق به خود می گیرد و یک دنیا صفا و دوستی، مهر و الفت، جاذبه و دلبری بین موجودات طبیعت دیده می شود.بیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...

آمد خورشید ما باز به برج حملبیا! که نوبهار آمد...

بیا! که نوبهار آمد...معطی صاحب عمل سیم شماران رسیدبیا! که نوبهار آمد...

 

"بهار" دمیدن روح حیات، در كالبد طبیعت وبیا! که نوبهار آمد...

 فروردین فصل جریان خون است در شاهرگ هستی، بیا! که نوبهار آمد...

سال به پایان خود نزدیك می‌شود، بیا! که نوبهار آمد...

روزها، ماه‌ها درپی هم می گذرند و سال ها از راه می‌رسند و این قصه كه نامش زندگی است، هم چنان ادامه دارد. بیا! که نوبهار آمد...

طبیعت پس از گذران دوره‌ای سرد و بی‌محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می‌شود ما انسان ها نیز  به عنوان یكی از مخلوقات الهی باید به همراه طبیعت به رستاخیز برخیزیم. بیا! که نوبهار آمد...

 

مه دی رفت و، بهمن هم، بیا که نوبهار آمد

زمین سرسبز و خرم شد، زمان لاله زار آمد

بهار قاطمی

امسال بهار فاطمی ست!

حضرت زهراعلیهاالسلام

فصل بهار و رویش دوباره نوید بخش زندگی و نشاط و طراوت است. نوروز از جمله اوقاتی است که انسان می تواند خود را در آیینه ی آن ببیند و به کارنامه ی یکساله ی خود نمره ای عادلانه و منصفانه دهد.

این رویش سبز یک بار دیگر بر ما می رسد و فرصت ارزیابی و بازنگری را به ما ارزانی می کند. امسال این رویش و دگرگونی طبیعت همزمان شده است با ایام شهادت بانوی بهشتیان و اسوه ی بی بدیل زنان و مردان حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام). حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صرفا الگوی زنان و دختران نیست. او الگوی همه انسانها است. در رفتار و شخصیت آن بانوی فضیلتها و خوبی ها نکاتی آشکار و نهان وجود دارد که عقل را از انسان می رباید و آدمی را از دریای کرامتهای صدیقه کبری(سلام الله علیها) مدهوش می کند.

کوتاه بگویم فاطمه اسوه ای است برای همه ما حتی امامان. براین جمله نورانی امام عصر(عج) نیک بنگرید:" و فی ابنة رسول الله اسوة حسنة" ؛ و دختر رسول خدا برای من الگوی نیکویی است.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بهار

بهار آرام می‌آید به دیدار گل نرگس

 

 

 

       روزها نو نشــــده کهنه‌تر از دیروز است

گــر کند یوسف زهـــرا نظری، نوروز است

       لحظـــه‌ها در تپــــش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

 

یا مهدی(عج)

بهار آرام می‌آید به دیدار گل نرگس

بهـــــــار آرام می‌آیـــــــــد به دیــــدار گل نرگس

نسیم فتح و پیـــروزی ز گلــــــزار گل نرگس

صبا بر صحن باغستان ســــــــرود مهر می‌خواند

گلاب از عـــــرش می‌ریزد به دربار گل نرگس

بهاران، مـــــــژده میــــــلاد مهــــدی را بیان دارد

خوشا چشمی که می‌ماند وفادار گل نرگس

خوشا چشمی که می‌گرید به شوق دیدن رویش

خوشا قلبی که می‌باشـــد گرفتار گل نرگس

بگـــــــو ای جلوه سینا، بگـــــــو ای عروة‌الوثقی

جهــــــان آرام می‌گیـــــرد ز گفتار گل نرگس

بگــــــو ای زاده زهـــــرا، بگــــو ای صاحب دل‌ها

بگو ای آخرین معصــــــوم و مهیار گل نرگس

منم فـــــرزند مکه، جان احمـــــد، وارث حیـــــدر

یدالله فــــوق ایدیهــــم بُـــــوَد یار گل نرگس

منم مصلح، منم منجی، منم هادی، منم مهدی

منم غمــــــخوار محرومان و دلدار گل نرگس

گل سوســـن، گل مریـــــم، گل اختــــر، گل لاله

گل امیـــــــد می‌روید ز گلـــــــزار گل نرگس

گل دیگــــــر نمی‌خواهـــــــم بجـــز باغ گل زهرا

دل مشتاق آشــــفته خریــــــدار گل نرگس

 

 

 

امسال بی طلوع تو آقا غروب بود

امسال بی طلـــــــوع تو آقا غــــــــروب بود

خورشـــــــید به نـــگاه تو دریا، غروب بود

ای انعکاس نــــــــــور خـــــــدا در ضمیر ما

بی نــــــــــــور تو حقیقت دنیا غروب بود

شام سیاه و صبـــــــــح که فرقی نمی‌کند

بی تو طلـــــــــوع صبح فقط با غروب بود

آقا نیامـــــــدی دل ما بی نـــــــــگاه تـــــو

در ظلمت همیشـــــــــگی و تا غروب بود

رفتیم هــــر طــــرف پی تـــو صاحب‌الزمان

اما جواب هـــــر دم و هـــر جا غروب بود

چشمی به هم زدیم و گذشت این دو روز سال

سهم دو چشــــــم منتظر ما غروب بود

یک سال بی ظهـــــــور شما رفت بی شما

بی یادتـــــان نتیجه غـــــــم‌ها غروب بود

 

«سجاد صفری»

 

به امید ظهورش، بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد ...

عید نوروز

 

شکلک های محدثه